×
اطلاعات بیشتر باشه، مرسی برای ارائه بهترین تجربه کاربری به شما، ما از کوکی ها استفاده میکنیم

gegli

تومکه عشق منی

تومکه عشق منی

× تو مکه عشقی و من عاشق رو به قبله تم من اولین قربونیه عیدای فطر کعبتم میمیرم از عشق چشات اگه ندی تو حاجتم میمیرم از عشق چشات اگه ندی تو حاجتم هرچی بته بخاطرت کوبوندمو شکوندم خودمو تو چشم مست تو اتیش زدم سوزوندم به عشق دیدن گله روی تو اینجا موندم بین نماز ظهر و عصرم استخاره کردم خوب اومده مبارکه دور سرت بگردم اگه به من وفا کنی حاجتمو روا کنی بین تموم عاشقات نذرمنو ادا کنی یه کاسه گندم می ریزم تا کفترا رو سیر کنم واست می میرم اینقدر تا دلتو اسیر کنم به پات می شینم شب و روزتا با تو عمر و پیر کنم
×

آدرس وبلاگ من

157816081605170516071593158816021607160516061740.goohardasht.com

آدرس صفحه گوهردشت من

goohardasht.com/1254652156

?????? ???? ?????? ???? ???? ?????? ????? ??? ??? ????? ??????
× ?????? ???? ???? ?? ???? ????? ????? ??? ????

مکه عشق

تو مکه عشقی و من عاشق رو به قبله تم

من اولین قربونیه عیدای فطر کعبتم

میمیرم از عشق چشات اگه ندی تو حاجتم

میمیرم از عشق چشات اگه ندی تو حاجتم

هرچی بته بخاطرت کوبوندمو شکوندم

خودمو تو چشم مست تو اتیش زدم سوزوندم

به عشق دیدن گله روی تو اینجا موندم

 بین نماز ظهر و عصرم استخاره کردم

خوب اومده مبارکه دور سرت بگردم

اگه به من وفا کنی حاجتمو روا کنی

بین تموم عاشقات نذرمنو ادا کنی

یه کاسه گندم می ریزم تا کفترا رو سیر کنم

واست می میرم اینقدر تا دلتو اسیر کنم

به پات می شینم شب و روزتا با تو عمر و پیر کنم

تو مکه عشقی و من عاشق رو به قبله تم

من اولین قربونیه عیدای فطر کعبتم

میمیرم از عشق چشات اگه ندی تو حاجتم

میمیرم از عشق چشات اگه ندی تو حاجتم

هرچی بته بخاطرت کوبوندمو شکوندم

خودمو تو چشم مست تو اتیش زدم سوزوندم

به عشق دیدن گله روی تو اینجا موندم

 بین نماز ظهر و عصرم استخاره کردم

خوب اومده مبارکه دور سرت بگردم

اگه به من وفا کنی حاجتمو روا کنی

بین تموم عاشقات نذرمنو ادا کنی

یه کاسه گندم می ریزم تا کفترا رو سیر کنم

واست می میرم اینقدر تا دلتو اسیر کنم

به پات می شینم شب و روزتا با تو عمر و پیر کنم

ببین ای بانوی شرقی ای مثل گریه صمیمی
همه هر چی دارم اینجاست، تو این خورجین قدیمی
خورجینی که حتی تو خواب ، از تنم جدا نمی شه
مثل اسم و سرنوشتم دنبالم بوده همیشه
بانوی شرقی من ، ای غنی تر از شقایق
مال تو ارزونی تو ، خورجین قلب این عاشق

توی این خورجین کهنه شعر عاشقانه دارم
برای تو و به اسمت یک کتاب ترانه دارم
یه سبد گل دارم اما ، گل شرم و گل خواهش
تنی از عاطفه سیراب ، تنی تشنه ی نوازش
بانوی شرقی من ، ای غنی تر از شقایق
مال تو ارزونی تو ، خورجین قلب این عاشق

این بوی غریب راه نیست ، بوی آشنای عشقه
تپش قلب زمین نیست ، این صدا صدای عشقه
اسم تو داغی شرمه ، تو فضای سرد خورجین
خواستن تو یه ستاره ست پشت این ابرای سنگین
خورجینم اگه قدیمی ، اگه بی رنگه و پاره
برای تو اگه حتی ارزش بردن نداره
واسه من بود و نبوده ، هر چی که دارم همینه
خورجینی که قلب این عاشقترین مرد زمینه
بانوی شرقی من ، ای غنی تر از شقایق
مال تو ارزونی تو ، خورجین قلب این عاشق

کدوم شاعر کدوم عاشق کدوم مرد
تو رو دید و به یاد من نیفتاد
به یاد هق هق بی وقفه من
توی آغوش معصومانه باد

تو اسمت معنی ایثار آبه
برای خاک داغ خستگی ها
تو معنای پناه آخرینی
واسه این زخمی دلبستگی ها

نجیب و با شکوه و حیرت آور
تو خاتون تمام قصه هایی
تو بانوی ترانه هامی اما
مثل شکستن من بی صدایی

تو باور می کنی اندوه ماهو
تو می فهمی سکوت بیشه ها رو
هجوم تند رگبار تگرگ‍‍ی
که می شناسی غرور شیشه ها رو

تو معصومی مثل تنهایی من
شریک غصه های شبنم و نور
تو تنهایی مثل معصومی من
رفیق قله های پاک و مغرور

نجیب و باشکوه و حیرت آور
تو خاتون تمام قصه هایی
تو بانوی ترانه هامی اما
مثل شکستن من بی صدایی

ببین من آخرین برگ درختم
درخت زخمی از تیغ زمستون
منو راحت کن از تنهایی من
منو پاکیزه کن با غسل بارون

تو تنها حادثه تنها امیدی
برای قلب من این قلب مسموم
ردای روشن آمرزشی تو
برای این تن محکوم مهزوم

توی راه عاشقی فرصت تردیدی نیست
میدونی تو قلب من نقطه ی تزویری نیست
گریه ی شبونه رو جز تو كه تسكینی نیست
مثل این شكسته دل هیچ دل غمگینی نیست

تو چه دیدی كه بریدی تو ز هم پاشیدی
تو چه بیهوده ز من رنجیدی
به چه جرمی چه گناهی تو منو سوزوندی
غم عالم به دلم كوبوندی

به تو نفرین دل عاشق دل زار
تو منو غرق خجالت كردی
منه آزاده ی مغرور و ببین
تو چطور بنده ی عادت كردی

به تو نفرین دل عاشق دل زار
تو منو غرق خجالت كردی
منه آزاده ی مغرور و ببین
تو چطور بنده ی عادت كردی

تو چه دیدی كه بریدی تو ز هم پاشیدی
تو چه بیهوده ز من رنجیدی
به چه جرمی چه گناهی تو منو سوزوندی
غم عالم به دلم كوبوندی

توی راه عاشقی فرصت تردیدی نیست
میدونی تو قلب من نقطه ی تزویری نیست
گریه ی شبونه رو جز تو كه تسكینی نیست
مثل این شكسته دل هیچ دل غمگینی نیست

تو چه دیدی كه بریدی تو ز هم پاشیدی
تو چه بیهوده ز من رنجیدی
به چه جرمی چه گناهی تو منو سوزوندی
غم عالم به دلم كوبوندی

به تو نفرین دل عاشق دل زار
تو منو غرق خجالت كردی
منه آزاده ی مغرور و ببین
تو چطور بنده ی عادت كردی

به تو نفرین دل عاشق دل زار
تو منو غرق خجالت كردی
منه آزاده ی مغرور و ببین
تو چطور بنده ی عادت كردی

تو چه دیدی كه بریدی تو ز هم پاشیدی
تو چه بیهوده ز من رنجیدی
به چه جرمی چه گناهی تو منو سوزوندی
غم عالم به دلم كوبوندی

به چه جرمی چه گناهی تو منو سوزوندی
غم عالم به دلم كوبوندی

به چه جرمی چه گناهی تو منو سوزوندی
غم عالم به دلم كوبوندی

دوشنبه 24 شهریور 1393 - 11:24:48 PM

ورود مرا به خاطر بسپار
عضویت در گوهردشت
رمز عبورم را فراموش کردم
نظر ها

ارسال پيام

جمعه 7 آذر 1393   9:19:34 PM

Likes 1

با سلام واحترام .باید بگم بسیار زیبا بود اما  اگه شاد بود متنش بهتر میبود

http://asmaneabe2000.gegli.com

ارسال پيام

جمعه 7 آذر 1393   6:54:36 AM

تصویر درون برنامه‌ای 1

http://asmaneabe2000.gegli.com

ارسال پيام

جمعه 7 آذر 1393   6:53:35 AM

 

http://asmaneabe2000.gegli.com

ارسال پيام

جمعه 7 آذر 1393   6:47:50 AM

 تبادل لینک

http://asmaneabe2000.gegli.com

ارسال پيام

جمعه 7 آذر 1393   6:47:21 AM

 

http://asmaneabe2000.gegli.com

ارسال پيام

جمعه 7 آذر 1393   3:47:01 AM

 http://www.axgig.com/images/27027198211481191074.jpg

http://asmaneabe2000.gegli.com

ارسال پيام

جمعه 7 آذر 1393   3:44:08 AM

 

http://asmaneabe2000.gegli.com

ارسال پيام

جمعه 7 آذر 1393   3:39:50 AM

 

ممنون گل بهاریم

http://asmaneabe2000.gegli.com

ارسال پيام

سه شنبه 25 شهریور 1393   12:29:59 AM

Likes 1

روز اول بهارمرد روشن دلي (نابينا) روی پله‌های ساختمانی نشسته بود اون کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود، روی تابلو خوانده میشد: من کور هستم لطفا کمک کنید. روزنامه نگارخلاقی از کنار او گذشت نگاهی به او انداخت فقط چند سکه در داخل کلاه بود... او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد نابينا اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت آن را برگرداند و چيزي دیگری روی آن نوشت و تابلو را سرجايش گذاشت سپس آنجا را ترک کرد. عصر همان روز روزنامه نگار پس از برگشت از كار روزانه متوجه شد که کلاه مرد نابينا پر از سکه و اسکناس شده است. خوشحال شد مرد از صدای قدمهایش او را شناخت پرسيد آيا شما صبح چيزي روي تابلوي من نوشته بودي؟ روزنامه نگار جواب داد: چیز خاص و مهمی نبود، من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم پس لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هیچوقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده میشد:

امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم !!!!!

 

http://asmaneabe2000.gegli.com

ارسال پيام

سه شنبه 25 شهریور 1393   12:28:53 AM

Likes 1

asheghane 15

ساده لباس بپوش!

ساده راه برو !

اما در برخورد با دیگرام ساده نباش!!

زیرا سادگیت را نشانه میگیرند!

برای درهم شکستن غرورت… 

http://asmaneabe2000.gegli.com

ارسال پيام

سه شنبه 25 شهریور 1393   12:26:12 AM

Likes 1

تا حالا فکر کردی عشق یعنی چی؟ عشق یعنی اینکه یکی بهت بگه ارنگ لباست خوشش میاد و تو هم از اون به بعد همیشه همون رنگو بپوشی ! تا حالا دلتنگ کسی شدی؟ اصلا میدونید دلتنگی چیه ؟ اونهم از بدترین نوعش؟ بزرگترین دلتنگی اینه که بدونی اون کسی که دوسش داری هیچ وقت مال تو نمیشه . اینکه بدونی یه روزی از کسی که دوسش داری باید جداشی حالا چه بخوای چه نخوای . تا حالا فکر کردی خوشبختی یعنی چی ؟ خوشبختی یعنی اینکه یکی یه گوشه دنیا باشه که دوست داشته باشه یکی باشه که پناه خستگی هات باشه یکی باشه که نگاهش وجودتو گرم کنه تا حالا فکر کردی آرامش یعنی چه؟ آرامش یعنی اینکه همیشه ته دلت مطمئن باشی که توی سینهء کسی که دوسش داری یه خونه گرم داری تا حالا فکر کردی زندگی یعنی چی؟ زندگی یعنی اینکه همه عمرت تلاش کنی و جون بکنی برای بدست آوردن اونچیزی که بهش ایمان داری زندگی یعنی اینکه خودتو دوست داشته باشی برای اینکه توی دلت عشق اون هست تا حالا فکر کردی هدف یعنی چی ؟ هدف یعنی صبح که از خواب پا میشی بدونی اون روز باید چیکار کنی ؛ بدونی اون روز باید از کدوم مسیر رد شی   تا حالا فکر کردی انگیزه چیه؟ انگیزه اونه که وقتی میخوای بری سر قرار صد بار بری جلوی آینه و لباستو چک کنی !!! تا حالا فکر کردی که قسمت یعنی چی؟ قسمت یعنی اینکه بشینی دست روی دست بزاری و هر طرف باد اومد تو هم بری قسمت یعنی اینکه همه تنبلی ها و بی عرضگی ها رو بندازی گردن روزگار یعنی بشینی مثل بدبختها به از دست دادن محبوبت راضی بشی به سرنوشت چی ؟ به اون فکر کردی؟ سرنوشت دیگه اونی نیست که از سرت نوشته سرنوشت یعنی اینکه یه روز جلوی چشات رفیقت و تنها رفیقت تنهات بزاره و بگه « این بازی روزگاره ... » حالا به خودت فکر کن ! خودتو تا حالا معنی کردی ؟ و انسان یعنی همیشه 
انتظار ... انتظار ... انتظار .... 

http://asmaneabe2000.gegli.com

ارسال پيام

سه شنبه 25 شهریور 1393   12:11:36 AM

Likes 2

 خدایا .... خیلی ها دلمو شکستن ؛ دیگه تحمل ندارم ! شب بیا باهم بریم سراغشون .... من نشونت میدم ؛ تو ببخششون


آخرین مطالب


تومکه عشیو من ..........


مکه عشق


نمایش سایر مطالب قبلی
آمار وبلاگ

13858 بازدید

11 بازدید امروز

9 بازدید دیروز

153 بازدید یک هفته گذشته

Powered by Gegli Social Network (Gohardasht.com)

آخرين وبلاگهاي بروز شده

Rss Feed

Advertisements